محمد بن حسين البيهقي
577
تاريخ بيهقى ( فارسي )
و كنايه از سخنان بيهوده و باطل ( 2 ) - بادگرفته : متكبر و مغرور ، كسى كه باد غرور در سر گرفته باشد ( 3 ) - مردمان كجات : حواشى و خادمان از قبيلهء كجات از قبايل ترك - كجات بضم اول است ( 4 ) - پاره پاره كردند : قطعهقطعه كردند ( 5 ) - بانگ غوغا : خروش - شرانگيزان و هنگامهجويان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 34 شمارهء ( 13 ) ( 6 ) - انها كرد : بكسر اول خبر داد يا پنهانى خبر رساند ( 7 ) - دلير مردىاى : مردى دليرى ( 8 ) - گبركان : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم جمع گبرك - گبرك مركب از گبر و ك پسوند مفيد تحقير - گبر بمعنى مغ و آتشپرست و مجوس ( 9 ) - خلل : بفتح اول و دوم نقصان و عيب ( 10 ) - كسرى بكسر يا فتح اول و الف مقصوره در آخر معرب خسرو لقب برخى از شاهان ساسانى ( 11 ) - عامل خود : يكى از حاكمان خويش ( 12 ) - غل : بضم اول بند گردن ، طوق آهنى ص 473 ( 1 ) - كرانه شويد : به كنايه يعنى بميريد و از دنيا كناره كنيد ( 2 ) - عقاب : بكسر اول شكنجه و پاداش بدى ( 3 ) - فرج : بفتح اول و سكون دوم شرمگاه ، مطلق عورت ، سعدى فرمايد : شكم صوفئى را زبون كرد و فرج * دو دينار بر هر دوان كرد خرج ( 4 ) - معنى جمله : زندگى به فرجام به خانه مرگ مىرود ( 5 ) - زييد : زندگانى كنيد ( 6 ) - لباس شرم : جامهء حيا ، تشبيه صريح ( 7 ) - مىپوشيد : فعل امر مؤكد ( 8 ) - ابرار : بفتح اول و سكون دوم راستگوى و بسيار خير جمع بر بفتح اول و تشديد دوم ( 9 ) - دروغزن : دروغگو ( 10 ) - عز . . . : نام او گرامى باد ( 11 ) - اجل : زمان مرگ و مرگ - اجل ناآمده : در حالى كه زمان مرگ فرانرسيده است ، جملهء حاليه ( 12 ) - معنى دو جمله : زنان همه مال مردان را تصاحب مىكنند و خانهء آنان را خراب مىگردانند ( 13 ) - بندگران : غل و قيد سنگين ( 14 ) - زاد : سن و سال ( 15 ) - معنى دو جمله : يكسره بر اميد يارى حق تكيه مكنيد كه دست از كوشش بازداريد ، مولانا فرمايد : در توكل از سبب غافل مشو * رمز الكاسب حبيب اللّه شنو ( 16 ) - كاريز : قنات ، آب باشد كه در زيرزمين از چاه به چاه برند ( لغت فرس بنقل لغتنامه ) ( 17 ) - مدروس : ناپديد و محو شده و متروك و كهنه ، اسم مفعول از درس ( 18 ) - ميدان كسرى : مراد ميدان چوگان و اسب دوانى خسرو انوشيروان ص 474 ( 1 ) - كرامات : بفتح اول در اينجا بمعنى نواختها و نوازشها جمع كرامت ( 2 ) - معنى جمله : و ( حال آنكه ) فرزانه زمان مىباشى ( 3 ) - بر : حرف اضافه براى مضادت يعنى بر ضد ، در صفحهء 72 تاريخ سيستان ، تصحيح بهار آمده است « حرب كرد بر مرتدان و باسلام بازآورد » ( 4 ) - بيرون آرى : وادار بخروج و قيام كنى ( 5 ) - معنى جمله : ترا بدان گونه كشم ، نظير